شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

چون ابر شب ز آتش تب می‌گریستم
از ترکتاز برق طرب می‌گریستم

جان داد و بوسه بر لب تیغ غمی نزد
بر تیره روزگاری لب می‌گریستم

گستاخ جان نثار تو می‌گشت دوش و من
در گوشه‌ای ز شرم ادب می‌گریستم

حسنش فزون ز حوصله بینش است و من
بر عجز دیده شب همه شب می‌گریستم

او در کنار دیده فصیحی و تا سحر
من همچنان ز جوش طلب می‌گریستم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}