شمارهٔ ۵۱۴

غزلیات

سودای تو ما را به تمنای دگر برد
آیینه حیرت به تماشای دگر برد

هر چند که احرام سرکوی تو بستم
بیگانگی خوی توام جای دگر برد

این زمزمه در گوش که گویم که بفهمد
خاموشی من نسخه ز انشای دگر برد

یک شمه ز آوارگی خویش بگویم
در هر قدمم شوق به صحرای دگر برد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}