شمارهٔ ۲۷

غزلیات

بستی گره از بهر جفا زلف دو تا را
برداشتی از روی زمین رسم وفا را

تا بسته مژگان تو گشتیم بغمزه
زد چشم تو بر هم همه جمعیت ما را

کس نیست که آیین جفا به ز تو داند
آیا ز که آموختی آیین جفا را

از دایره چرخ کشیدم سر همت
تا چند کشم منت هر بی سر و پا را

عمریست براهت شده ام خاک که گاهی
آیی سوی من بوسه زنم آن کف پا را

هر لحظه بمن می رسد از چرخ بلایی
دامیست قد خم شده ام مرغ بلا را

گر قصد دل و دین فضولی کند آن بت
ناصح مده آزار مکن منع خدا را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}