شمارهٔ ۹۲

غزلیات

در دل لاله غمت آتش سودا انداخت
شمع را آتش سودای تو از پا انداخت

یافت از نکهت زلف تو خبر آهوی چین
نافه مشک خود از شرم بصحرا انداخت

تا ز دیدار تو مانع نشود چشم پرآب
خواب را در نظرم کشت بدریا انداخت

رشک رخسار تو زد بتکده ها را بر هم
آه من غلغله در گوش مسیحا انداخت

برگشادی بسخن صد گرهم چون سبحه
عقد دندان تو بر رشته تقوا انداخت

خواست آزار خود از ناوک آهم گردون
که غم عشق توام بر دل شیدا انداخت

سرورا از نظر انداخت فضولی چون ما
یک نظر هر که بر آن قامت رعنا انداخت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}