شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

بی لبت قطع نظر کرده ام از آب حیات
دارد از شام غمت آب حیاتم ظلمات

رفت با درد وغمت صبر و ثباتم از دل
غم و درد تو بدل شد بدل صبر و ثبات

شیوه مهر و وفا از تو نمی باید خواست
چون توان خواست صفاتی که نباشد در ذات

نه چنان بسته بزنجیر بلایت شده ام
که توانم گذرانید بدل فکر نجات

ما فقیریم تو سلطان چه عجب گر ما را
بترحم رسد از خرمن حسن تو زکات

آنچنان ساخته ضعفم که اگر بحث کنند
نتوانم که کنم هستی خود را اثبات

وقت آنست فضولی که ز غم باز رهم
چند در غم گذرد بی رخ یارم اوقات

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}