شمارهٔ ۱۷۰

غزلیات

هر که چراغی ز برق آه ندارد
در شب هجران سوی تو راه ندارد

هر که ندارد دلی چو آینه زاهن
در رخ تو تاب یک نگاه ندارد

هر که ندارد سرشک و آه دمادم
دعوی عشق ار کند گواه ندارد

بی تو سراسیمه اند عقل و دل و جان
همچو سپاهی که پادشاه ندارد

طالب وصل است دل و لیک دمادم
تاب ملاقات گاه گاه ندارد

مهر تو کردست چون هلال قدم را
آنکه تو داری نه مهر ماه ندارد

از غم و اندوه روزگار فضولی
جز در پیر مغان پناه ندارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}