شمارهٔ ۱۸۵

غزلیات

گفتمش دل ز غمت زار و حزین می‌باید
گفت آری سخن اینست چنین می‌باید

گفتمش چشم تو در گوشه ابرو چه خوشست
گفت پاکیزه‌نظر گوشه‌نشین می‌باید

گفتمش بهر چه از من بربودی دل و دین
گفت شیدای بتان بی دل و دین می‌باید

گفتم افتاده خود را به چه سان می‌خواهی
گفت رسوا شده روی زمین می‌باید

گفتمش نور خدا در مه رویت پیداست
گفت پیداست ولی چشم یقین می‌باید

گفتم از چین سر زلف خودم تاری بخش
گفت این دلشده را نافه چین می‌باید

گفتمش هست فضولی ز غلامان درت
گفت کو شاهد او داغ جبین می‌باید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}