شمارهٔ ۲۰۹

غزلیات

دلا بمهر رخش دیده پر آب انداز
ترست پرده چشمت بآفتاب انداز

صبا که گفت که حرفی ز بی قراری ما
بگوی آن گل تر را در اضطراب انداز

نقاب کرد تن خاکیم ز چهره جان
گرت هواست که افتد ز رخ نقاب انداز

میانه من و تو هستی منست حجاب
بیا و آتشی از رخ برین حجاب انداز

چه می دهی از سر التفات دل برقیب
سگی ست ، جانب او سنگ اجتناب انداز

شدم خراب ز بی رحمی تو رحمی کن
گهی ز لطف نظر بر من خراب انداز

چه کار تست فضولی قبول قید ورع
ترا که گفت که خود را درین عذاب انداز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}