شمارهٔ ۲۶۵

غزلیات

جان را به لعل چون شکرت تا سپرده‌ام
دیدست لذتی که من از رشک مرده‌ام

شوق تو رهنمای وجودم شد از عدم
نی من به اختیار خود این ره سپرده‌ام

در غربت وجود که وادی حیرتست
جز درگه تو راه به جایی نبرده‌ام

نقد سرشکم از در انجم زیاده است
شب‌های غم همین و همان را شمرده‌ام

بهر قبول نقش خطت نقش غیر را
عمریست از صحیفه خاطر سترده‌ام

ساقی بیا که باز می نابم آرزوست
تا کی غم زمانه بدارد فسرده‌ام

در پرده‌های دیده فضولی نماند نم
از بس که بهر گریه دمادم فشرده‌ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}