فضولی
شمارهٔ ۳۰
مقطعات
بر هر چه دل نهادم و گشتم اسیر آن
چون اشتداد الفت من دید روزگار
از من ربود و سوخت دلم را بداغ هجر
گفت این سزای آنکه نهد دل بمستعار
فضولی
مقطعات
بر هر چه دل نهادم و گشتم اسیر آن
چون اشتداد الفت من دید روزگار
از من ربود و سوخت دلم را بداغ هجر
گفت این سزای آنکه نهد دل بمستعار
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}