شمارهٔ ۱۱ - این فنود است

گزیدهٔ اشعار

بر من از رحم دل مردم بیگانه بسوخت
ز آتش درد و غمم عاقل و دیوانه بسوخت

این چه می بود که ساقی ازل داد به من
کز خمارش خم و میخانه و پیمانه بسوخت

دوش از سوز دلم گریه کنان تا دم صبح
شمع بگداخت همی تا که چو پروانه بسوخت

این فنود است نه یاری، نه رفیقی، نه کسی
از غم و محنت تنهایی من خانه بسوخت

سینه از آتش هجران بت عهد شکن
آنچنان شعله بر افروخت که کاشانه بسوخت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}