شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

چون بر سر راه عدم است آنچه وجود است
نابود جهان را همه انگار که بودست

برهم زده‌آم خشک و تر هر دو جهان را
آتش به میان نیست عزیزان همه دودست

کس ره به سراپردة تقدیر ندارد
این قفل فروبسته به کس در نگشودست

دیریست که در عشق تو محروم جهانم
مشتاب به قتل من دل خسته که زودست

فیّاض درین نشئه کسی بی المی نیست
از سیلی محنت بدن چرخ کبودست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}