شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

جز تو عاشق را کسی کی سر به صحرا داده است
سرو قمری را ببین بر فرق خود جا داده است

دل چنان نشکست کز سعی توام گردد درست
سنگ بیداد تو داد شیشه‌ی ما داده است

وسعت میدان همّت بین که خرج گریه را
دل ز دریا مشربی عمریست تنها داده است

بسکه از غم خوردنم کم دستگه شد روزگار
قسمت امروز از غم‌های فردا داده است

ناتوان بستر درد تو از بهر علاج
کافرم گر نبض در دست مسیحا داده است

بی‌غمی‌ها کشتی‌ام را خوش به ساحل رانده بود
گریه را نازم که بازم سر به دریا داده است

لذّت آوارگی فیّاض باز از کوی عقل
سر به صحرای جنونم بی‌محابا داده است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}