شمارهٔ ۳۶۱

غزلیات

کو غم که ناله را به اثر آشنا کند
الماس را به داغ جگر آشنا کند

ما و فریب گوشة چشمی که از فسون
بیگانه را به نیم نظر آشنا کند

نگذاشت شرم دوست که دل با هزار شوق
خونابه را به دیدة تر آشنا کند

شیون مکرر است بگویید عندلیب
این نغمه را به طرز دگر آشنا کند

ترسم که رفته رفته هوادار زلف تو
دست هوس ترا به کمر آشنا کند

تا شرم هست پردة بیگانگی بجاست
ما را شراب با تو مگر آشنا کند

فیّاض را چو تیغ به سر می‌زند رقیب
دستی که از غم تو به سر آشنا کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}