شمارهٔ ۵۲۳

غزلیات

درین دریای بی‌بن چون حبابم
نفس تا می‌کشم از دل خرابم

ندارد چرخ با این شور چشمی
نمک چندان که ریزد بر کبابم

به یاد دوست روح آید به پرواز
دگر در خم نمی‌گنجدت شرابم

تو دیر از جا درآ، من زود خجلت
تو تا آتش برافروزی من آبم

چو مالامال حسن آیم از آن کوی
به دیده در نیاید آفتابم

ز ذوق دیدن رویش به محشر
شب مردن نخواهد برد خوابم

جزای مهربانی‌ها مرا بس
که آرد انتقامش در حسابم

نیندیشم ز دوزخ یک سر موی
به هجران گر نفرمایی عذابم

تب بی‌تابیم را این دوا بس
که گیرد غمزه نبض اضطرابم

به فکر آن دهان در تنگنایم
ز تاب آن کمر در پیچ و تابم

چنان فیّاض محرومم ز گلزار
که بوی گل نیاید از گلابم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}