شمارهٔ ۵۸۰

غزلیات

کی بود دل ز می وصل تو سرشار کنم
غصه را خون کنم و در دل اغیار کنم

طفل مکتب شوم و پیش ادیب نگهت
سبق شکوة هجران تو تکرار کنم

ته بته گریة خون گشته که در دل گر هست
گریه بگشاید و من پیش تو اظهار کنم

پای تا سر همه از شوق تماشای رخت
نگهی گردم و دریوزة دیدار کنم

ساغر حوصله کز بادة بیداد تهیست
بازش از تلخ می ناز تو سرشار کنم

تو نهی لب به لب خنده و من از سر شوق
گریه را بر رخ شادی مژه افشار کنم

خنده را تا به لب لعل تو بینم گستاخ
صد هوس را گرة خاطر افگار کنم

پر کنی ناز تو و کم نکنم من ز نیاز
کم کنی گوش تو من گله بسیار کنم

کی بود همره آن شوخ چو بلبل فیّاض
به کف این تازه غزل روی به گلزار کنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}