شمارهٔ ۵۹۱

غزلیات

حال خود را خراب می‌بینم
مرغ دل را کباب می‌بینم

تا دَمِ آبِ تیغ او خوردم
بحرها را سراب می‌بینم

مردمی‌های چشم او بگذشت
دگر آنها به خواب می‌بینم

بسکه سرگشته‌ام به یاد رخت
ذرّه را آفتاب می‌بینم

هر سؤالی که داشتم فیّاض
از لب او جواب می‌بینم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}