شمارهٔ ۵۹۶

غزلیات

ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم
بسی ترسیده‌ام این فتنه‌ها را خفته می‌خواهم

ز بد گوییِّ دشمن راز دل پوشیده می‌دارم
ز دم سردی دی این غنچه را نشکفته می‌خواهم

ز مژگان قطره‌های اشک را در دیده می‌دزدم
زرشک این گوهر شاداب را ناسفته می‌خواهم

سر زلفی پریشان کن که همچون روزگار خود
دو روزی خاطر ایّام را آشفته می‌خواهم

زبان چون غنچة سوسن به هم پیچیده‌ام فیّاض
مگر درد دل ناگفتنی را گفته می‌خواهم!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}