غزل شمارهٔ ۳۶

غزلیات

بالاروی‌ام بس که زاندازه گذشته
در عالم دل در چه شمارست دل ما

بر تابهٔ عشق تو برشتند دل ما
با درد و غم و غصه سرشتند گل ما

صد شکر به‌دست آمدش این گنج سعادت
گر عشق نمی‌بود، چه می‌کرد دل ما؟

دهقان ازل کشت درین بوم، محبت
زان بر ندهد غیر بلا آب و گل ما

گر درد نبودی به چه پرورده شدی جان؟
یاد تو نمی‌بود، چه می‌کرد دل ما؟

گر آرزوی دولت وصل تو نبودی
خاطر به چه خوش داشتی از خویش دل ما؟

احرام، سر کوی تو بستیم بر آن خاک
شاید که شود ریخته، خون بحل ما

گر حلّه عفو تو نباشد که بپوشد
بیرون نرود از تن، جان خجل ما

داریم امید از کرمش ورنه ز تقصیر
تقسیر نشد ذرّهٔ فیض از قِبِل ما

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}