غزل شمارهٔ ۵۱

غزلیات

نکردیم کاری درین بندگی‌ها
ندیدیم خیری از این زندگی‌ها

از این زندگی‌ها نشد کام حاصل
درین بندگی‌هاست شرمندگی‌ها

بیا عشق ویران کن صبر و طاقت
که آسوده گردیم ز آسودگی‌ها

اگر هست خیری در آشفتگی‌هاست
که آشفته‌تر باد آشفتگی‌ها

ز زنگار عقل آیینه دل سیه شد
خوشا سادگی‌ها و دیوانگی‌ها

رهی گر به حق هست شوریدگی‌هاست
خوشا عیش سودای شوریدگی‌ها

پریشان شو از زلف‌های پریشان
مجو خاطر جمع ز آسودگی‌ها

بیا تا تلافی کنیم آنچه بگذشت
که داریم از عمر شرمندگی‌ها

بیا بعد از این فیض بیدار باشیم
که مرگست بهتر ازین خفتگی‌ها

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}