غزل شمارهٔ ۱۱۲

غزلیات

ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است
از قلزم غم تو محبت گهر بس است

گلزار وصل نبود اگر خار غم خوش است
از کشت عمر حاصل ما اینقدر بس است

دوزخ چه حاجتست چو یک آه برکشم
سوزیم پاک سوخته را یک شرر بس است

میزان چه میکنیم حساب از چه میدهیم
قانون عشق و کرده ما درنظر بس است

ساقی بیار باده شکستیم توبه را
آمد بهار خوردن غم این قدر بس است

تا کی دریم پردهٔ ناموس زیر دلق
یکباره پرده برفکنیم از حذر بس است

آسوده باش فیض که در محشرت شفیع
سودای عشق در سرو آه سحر بس است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}