شمارهٔ ۷۱۵

غزلیات

لبریز خنده است چمن از هوای گل
می خور که پایتخت نشاط است پای گل

دیوانه را هوای جنون باغ دلگشاست
گرید به جای باده و خندد به جای گل

هر جا که هست در نظرم جلوه می کند
گه در لباس شعله و گه در قبای گل

یکدسته گل ز رنگ حنا هم نبسته ای
دانسته ای که چیست مگر مدعای گل

بیهوشیم ز میکده سایه گل است
گویا سری کشیده نگاهت به پای گل

هر چند جلوه گلم از هوش می برد
داغم که رنگ و بوی که شد آشنای گل

در دیده اسیر خلد خارهای رشک
گر در نظر خیال تو آید به پای گل

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}