غزل شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

غرور خشکی زهد ار دماغ تر دارد
بیا که مستی ما نشأه دیگر دارد

بهشت و خلد و نعیمش کی التفات افتد
کسی که حسن رخ دوست در نظر دارد

بهشت یکطرف و عشق یک طرف چو نهند
غلام همت آنم که باده بر دارد

بسنگلاخ نگردیم همچو زاهد خشک
به بحر عشق در آئیم کان گهر دارد

نهال زهد اگر سدره گردد و طوبی
درخت عشق جمال حبیب بر دارد

ز زهد خشک لقای حبیب نتوان چید
درخت عشق بود آنکه این ثمر دارد

درا بحلقهٔ ما فیض و زهد را بگذار
که ذوق صحبت ما لذت دگر دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}