غزل شمارهٔ ۳۵۷

غزلیات

گاهی به غمزه‌ای دلی آباد می‌کند
گاهی به لطف غم‌زده‌ای شاد می‌کند

آنکو زیاد می‌نرود یک نفس مرا
شادم اگر مرا نفسی یاد می‌کند

بیچاره و شکست اسیر بلای عشق
دل را درین قضیه که امداد می‌کند؟

گم‌گشتگان وادی خونخوار عشق را
سوی جناب دوست که ارشاد می‌کند؟

غم بر سر غم آمد و جای نفس نماند
دل تنگ شد که ناله و فریاد می‌کند

در چشم من سراسر آفاق تیره شد
شام فراق بین که چه بیداد می‌کند

باد صبا بیار نسیمی ز کوی دوست
کاین بوی دوست عالمی آباد می‌کند

بر من هرآنچه می‌رود از محنت و بلا
جُرم تو نیست حُسن خداداد می‌کند

باد است نزد او سخن فیض و شعر او
کی او بدین وسیله مرا یاد می‌کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}