غزل شمارهٔ ۳۸۱

غزلیات

اگر سوی شام ار بری میرود
اجل آدمی را ز پی میرود

دلا سازره کن که معلوم نیست
کزین خاکدان روح کی میرود

دی عمر آمد بهاران گذشت
بهاران گذشتند و دی میرود

بهر جا دلت رفت آنجاست جان
سرا پای دل را ز پی میرود

دل تو چه شخص و تنت سایه است
بهر جا رود شخص فی میرود

دل اندر خدا بند و بگسل ز خلق
که آخر همه سوی وی میرود

از آن روی دل در خدا کرد فیض
که لاشیء دنبال شیء میرود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}