غزل شمارهٔ ۴۰۱

غزلیات

دل گر غمین شود شده باشد چه می‌شود
جان گر حزین شود شده باشد چه می شود

عشقش چو گرم کرد و بر افروخت سینه را
آه آتشین شود شده باشد چه می شود

از غم چو شاد میشود این دل گر آن نگار
دل آهنین شود شده باشد چه می شود

گفتی که با تو بر سر ناز و کرشمه است
گو اینچنین شود شده باشد چه می شود

جان بسته بلاست جگر دوز غمزهٔ
گر دلنشین شود شده باشد چه می شود

ما را بس است یار اگر جای زاهدان
خلد برین شود شده باشد چه می شود

بس مرد عشق را همه جانها بلب رسید
فیض ار چنین شود شده باشد چه میشود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}