غزل شمارهٔ ۴۹۱

غزلیات

عالم چو خاتمیست که این است عشق قص
از قصه‌است قصهٔ عشق احسن القصص

حق در کلام خویش بآیات مستبین
در شأن عشق و رتبه عالیش کرد نص

ارواح ما ز عالم قدسست و کان عشق
محبوس در بدن شده کالطیر فی القفص

روزی چو کرد حصه مقسم قرار داد
خون جگر وظیفهٔ عشاق زان حصص

بس دور شد که دور فتادیم ز اصل خویش
طول النوی بحر عنا هذه الغصص

عاشق فنای خویش طلب میکند مدام
اهل عزیمتست نمیجوید او رخص

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}