غزل شمارهٔ ۵۸۲

غزلیات

تا بعشق تو جان و دل بستم
رستم از خویش و با تو پیوستم

تا بروی تو چشم بگشادم
کافرم گر بغیر دل بستم

تا بدیدم گشایش لطفت
بر دل انوار قهر را بستم

مزهٔ قهر یافتم در لطف
لطف در قهر هم مزیدستم

هوشیارم کنی گه مستی
هم ز تو هوشیار و هم مستم

تو همانی که بودی از اول
من دم تو بکهنه پیوستم

هستی تو بذات تو قایم
من دمی نیستم دمی هستم

تو بلندی ز خویشتن داری
من بتو عالی و بخود پستم

فیض در کفر دید ایمان را
تا که زلفت فتاد در شستم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}