غزل شمارهٔ ۷۵۶

غزلیات

دلی داشتم رفت از دست من
کجا آید آن یار در شست من

نه بشناختم قدر والای دل
ربود از کفم طالع پست من

همه تار و پودم ز دل رسته بود
کنون رفت آن مایهٔ هست من

دلی را که پروردهٔ عقل بود
فکند ان هوای زبر دست من

ز دست هوا جام غفلت کشید
کی آید بهوش این سر مست من

گشادم ره طبع و بستم خرد
فغان از گشاد من و بست من

مگر حق گشاید دری فیض را
و گرنه چو می‌آید از دست من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}