شمارهٔ ۶۲

غزلیات

نفس برآید و مقصود بر نمی‌‏آید
فغان که بخت من از خواب بر نمی‏‌آید

کسی ز مهدی هادی نشان نمی‌‏بخشد
به سوی ما ز خیالش خبر نمی‌‏آید

به آب دیده شب و روز تربیت کردم
نهال گلبن شوقش به بر نمی‌‏آید

در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز
زمان محنت هجرش به سر نمی‌‏آید

صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش
که آب زندگیم در نظر نمی‌‏آید

ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا
وزان میانه یکی کارگر نمی‏‌آید

چه سعی‌‏ها که نمودیم فیض در ره او
دریغ کار ز ما این قدر نمی‌‏آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}