شمارهٔ ۱۱۸

غزلیات

روزی مرا وصال تو روزی اگر شود
بر منتهای همت خود کامران شدم

زاندم که خیل شوق رخت رو به دل نهاد
ایمن ز جور فتنه آخر زمان شدم

آن روز بر دلم در معنی گشاده شد
کز دوستان یک جهت خاندان شدم

اول ز حرف و صوت وجودم خبر نبود
در مکتب ولای علی نکته‏دان شدم

ای گلبن حدیقه بگزیده رسل
در سایه تو بلبل باغ جنان شدم

پر شد دلم ز مهر نبیّ و ولیّ و آل
زین دوستی به کام دل دوستان شدم‏

روزی بود به فیض بگوید امام عصر
خوش باش من به عفو گناهت ضمان شدم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}