شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

ای که حرمانی ما را تو روا می‏‌داری
مخلصان را ز بر خویش جدا می‏‌داری

آن جفاها که فراق تو به ما کرد و کند
ما تحمل نکنیم ار تو روا می‏‌داری

من در این شکوه که آمد خبری از بر او
کای فلانی گله از حضرت ما می‌‏داری؟!

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از چه می‌‏نالی و فریاد چرا می‏‌داری

ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه تست
عرض خود می‌‏بری و زحمت ما می‏‌داری

خویش را قابل خدمت کن و آنگه بطلب
مستحق ناشده امید عطا می‌‏داری

فیض بگذر به بیابان هوس تا برسی
به امیدی که در این ره به خدا می‏‌داری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}