شمارهٔ ۸۲۸

غزلیات

صبر و شکیب دیده و جان و دلم از او
غافل کسی که می شمرد غافلم از او

از برق یک نگاه دو حاصل برم زعمر
گردیده کام دیده و دل حاصلم از او

بندم ز ناله دست فلک از شکست دل
ترسم که حل شود بغلط مشکلم از او

آخر مرا به سیر بیابان برد اسیر
سیلاب اشک خویش که پا در گلم از او

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}