غزل 827 | سروری چنین و جلوه رعنایی اینچنین
سروری چنین و جلوه رعنایی اینچنین
از دیده کم مباد تماشایی اینچنین
آن صلح و جنگ و لطف و جفا داد داد داد!
ما از کجا و تاب اداهایی اینچنین
مستی و وصل و سایه گل صبر چون کنم
حال اینچنین و یار چنین جایی اینچنین
من بیزبان تو مست حیا غیر بدگمان
پنهان کجا شود غم رسوایی اینچنین
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}