شمارهٔ ۸۳۴

غزلیات

گریزان خودم از شرم بی‌تابی پناهی کو
سراپا حرف تقصیرم زبان عذرخواهی کو

به طالع دولت بیدار (و) زخم کاریی دارم
ز گرد سرمه جوهردار شمشیر نگاهی کو

چو در محشر ز خون کشتگان رحمت به جوش آید
مرا در بی‌گناهی خوش‌تر از چشمت گواهی کو

چه خواهی گفت با این بی‌زبانی‌ها اسیر آخر
اگر پرسد ز فریاد خموشی عذرخواهی کو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}