غزل شمارهٔ ۵۵

غزلیات

آن سنگدل که شیشهٔ جانهاست جای او
آتش زند در آب و گل ما هوای او

سوگند خورده‌ام که ببوسم هزار بار
هرجا رسیده است به یکبار پای او

جز کاندر آب و آیینه دیدم جمال وی
بر هیچ کس نظر نگشودم به جای او

عاشق که آرزو نکند جز رضای دوست
این عجز او بتر بود ازکبریای او

گر مدعی نبود ز خود خواهشی نداشت
او را چه کار تا طلبد مدعای او

گر زیرکی بهل که همین عین آرزوست
کز دوست آرزو بکند جز رضای او

قاآنی ار ز پای فتادست عیب نیست
نیکو قویست دست توانا خدای او

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}