شمارهٔ ۶۲

غزلیات

این همه موج بی کران ز چه خاست؟
عشق با دست و جان ما دریاست

شیوه عشق رستخیز بود
هر کجا شد قیامتی برخاست

راه عاشق صراط باریکست
گاه سرشیب و گاه سر بالاست

این سرو آنسرست راه بدوست
عشق سریست لیک از آن سرهاست

چند گویی که: ترک عشق بکن؟
عقل مستست و جان همه سوداست

جان موسی بطور نزدیکست
دل احمد میان عشق و هواست

دوست در محملست، چون خورشید
جان ما مست آن جلاجلهاست

شب و روزم خوشست و خوشحالم
که مرا دوست مونس شبهاست

قاسمی، بی نوا شو و بنگر
که همه جا ازو نشانیهاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}