شمارهٔ ۹۲

غزلیات

ای خواجه، درین کوی چه عیشست و چه بودست؟
بخت تو بلندست و زیانها همه سودست

ای خواجه، تو مستی و ندانم که چه مستی
مستی و ندانم که کلاهت که ربوده‌ست

این چیست که خود را نشناسی به حقیقت؟
غیرت بمیانست و علی رغم حسودست

از دولت وصلت بشب و روز همه وقت
در مجلس ما زمزمهٔ رود و سرودست

ای فاضلکان، از در میخانه درآیید
از فضل مگویید، که هنگام شهودست

این قصه بگویید به دزدان طریقت:
هنگامه مگیرید، که هنگام ربودست

باید که بدانند خلایق بحقیقت
هر چیز که بینند، که بوده‌ست نبوده‌ست

با صوفی جرار بگویید که: غم نیست
گر جامه سیاهست ولی خرقه کبودست

آن یار چو پیداست، چه گوییم؟ چه جوییم؟
قاسم، چه زنی حلقه؟ که این در بگشوده‌ست؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}