شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

بی یاد دوست در دل مستان سرور نیست
بی روی او بکعبه و بت خانه نور نیست

هرچند قدس ذات ز اشیا منزهست
در هیچ ذره نیست که حق را ظهور نیست

واعظ ز من برآ و مگو قصه منبری
بگذر ازین مقام، که جای حضور نیست

چون آفتاب حسن جهانگیر جلوه کرد
این جلوه را ببیند هرکس که کور نیست

جان را حیات داد، دل و دیده را جلا
این عشق چاره ساز کم از نفخ صور نیست

زاهد بزهد و توبه و تقوی مزینست
چون نیست نیست، نشائه او بی غرور نیست

در راه آشنایی و اسرار معرفت
جانی که غیربین بود، آن جان غیور نیست

در عاشقی گریز، که دارالامان هموست
کانجا همه هدایت حقست و زور نیست

قاسم، بهشت حضرت حق را بجان طلب
کان جلوه گاه حور و مقام قصور نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}