شمارهٔ ۲۰۲

غزلیات

باغبانا، به جهان تخم نکو باید کاشت
هم از آن جنس که می‌کاری بر باید داشت

در ره درد و غمش خوار صفت می‌گردیم
دید و دانست ولی قصهٔ ما سهل انگاشت

همه در گوشهٔ هجران متواری بودیم
شوق عشاق رسید و علم عشق افراشت

عشق در منزل ما خیمه سلطانی زد
این چنین کار عظیم است، به آسان پنداشت

جرعه می‌داد به مستان حقیقت، رندی
عاقبت دل ز سر جان گرامی برداشت

ترک جان گفت و همه قصهٔ سربازی کرد
هرکه او بادهٔ سودای تو اندر سر داشت

یار در مجلس ما قصه به رمزی می‌گفت
قاسمی شیوهٔ او دید دل از دست گذاشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}