شمارهٔ ۲۲۷

غزلیات

ما همه شیداییان بودیم و مستان وداد
«زاد فی الطنبور نغما» حسن او چون جلوه داد

گفت دلبر: عاشقا، برگو، چه خواهی من‌یزید؟
گفتم: ای جان و جهان، آخر چه گویم من‌یراد؟

باد بوی زلف مشکین تو می‌آرد به من
شاد شد جانم ز بوی باد، جانش شاد باد!

گر مرادی بایدت، در نامرادی زن قدم
یافتند از نامرادی عاشقان گنج مراد

گفتمش: اندر نهادم هیچ کس غیر تو نیست
گفت: نوشت باد، نوش، ای عاشق نیکونهاد!

از دو بیرون نیست ره، گر مرد این راهی بدان:
یا طریق جد بباید، یا سبیل اجتهاد

قاسمی نام ترا جان و جهان گفت، ای عزیز
سیر او چون بر سبیل «علم الاسما» فتاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}