شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

تو آن دری که در عمان نگنجد
تو آن گنجی که در ویران نگنجد

بیا،ساقی، مرا جامی کرم کن
از آن جامی که در امکان نگنجد

خدا این عاشقان را همتی داد
که در کیخسرو و خاقان نگنجد

چو روباهست عقل حیله کردار
میان بیشه شیران نگنجد

بحمدالله بدان یوسف رسیدم
که اندر مصر و در زندان نگنجد

مراسرویست سر سبز و خرامان
که اندر باغ و در بستان نگنجد

چو قاسم با وصال یار پیوست
در آنجا قصه دربان نگنجد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}