شمارهٔ ۲۴۶

غزلیات

جانم از دولت درد تو دوایی دارد
دلم از صیقل ذکر تو صفایی دارد

هر کرارو بتو شدجنت جاویدان یافت
دوزخ آنجاست که رویی وریایی دارد

عشق سلطان کریمست ولی مصلحتست
بر دل خسته اگر جور و جفایی دارد

دوزخ افسردگی وظلمت جهلست مدام
جنت آنست که دل عشق وولایی دارد

دلم از ظلمت تن نیک بجان آمده است
«جل ذکرک »،ز تو امید جلایی دارد

عاشقی را که پریشان و مشوش بینی
دم انکار مزن، عشق و هوایی دارد

گر اجابت کنی،ای دوست،نیاز دل و جان
قاسم سوخته دل رو بدعایی دارد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}