شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

چو عکس مشرق صبح ازل هویدا شد
جمال دوست ز ذرات کون پیدا شد

همیشه خم شراب ازل مصفا بود
ولی بجان و دل ما رسید،اصفا شد

در خزانه رحمت بقفل حکمت بود
زمان دولت ما رسید،دروا شد

بجز در آینه جان ما نکرد ظهور
جمال عشق، که هم اسم و هم مسما شد

جهان ز پرتو روی حبیب روشن گشت
بجان دوست،که آن روشنی هم از ما شد

حدیث دوست ببازار کاینات رسید
قیامتی که نهان بود، آشکارا شد

هزار جان مقدس فدای شاه عرب
که عیش قاسمی از عشق او مهنا شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}