شمارهٔ ۲۸۷

غزلیات

چون ماه من از مشرق انوار بر آمد
کام دلم از لمعه دیدار برآمد

آن ماه دل افروز چو بنمود جمالش
کام دل و جان جمله بیک بار برآمد

چون نور تجلی خداوند عیان شد
منصور «اناالحق » گو بردار برآمد

آن نور چو با دار و رسن رفت بیک بار
آتش ز ته که گل فخار برآمد

هر دم سفری دارد و نامی و نشانی
ازخانه سفر کرد و ببازار برآمد

در صومعه و بتکدها ذکر تو میرفت
«صدق » ز دل خرقه و زنار بر آمد

جان را بحرج داد دل قاسم مسکین
از هر طرفی بانگ خریدار برآمد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}