شمارهٔ ۳۰۰

غزلیات

چند در مسجد و در صومعه غارت کردند
سبب این بود که میخانه عمارت کردند

باده گران شد و ذرات جهان مست شدند
من ندانم که به ساقی چه اشارت کردند؟

درد و صافی همه خوردند و به چرخ افتادند
صورت حال به «احببت » عبارت کردند

گوهر وصل تو جستند و کسی باز نیافت
گرچه عمری به جهان رو به تجارت کردند

از می صافی رخشنده انارت‌ها شد
کاسه‌ای چند درین بزم انارت کردند

هر گناهی که ز ما خسته‌دلان آمده بود
جاودان از کرم یار کفارت کردند

چه گنه کردم، ای دل، چه خطا افتادست؟
که از آن مستی و می رو به جهارت کردند

در خرابات مغان زنده‌دلان چالاک
هرکه هشیار ندیدند زیارت کردند

قاسمی عاشق بیچاره به سودای تو ماند
عاقلان میل بزرگی و صدارت کردند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}