شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

ز سوز و شوق تو از جان و دل بر آمد دود
چه چاره سازم و درمان من چه خواهد بود

بنیم شب، همه مست خواب خوش باشند
من و خیال تو و نالهای درد آلود

فراق دوست بیک بار پایمالم کرد
کجاست دولت جاوید و طالع مسعود؟

اگرچه روی بحقند،ره نمی دانند
مقلد و متعصب،چنانکه گبر و یهود

بیا،ز صحبت مستان حق کناره مجوی
زیان کنی و کسی را زیان ندارد سود

نشان حق طلبی، رو بنوع انسان آر
بدان که قبله هر واجدست و هر موجود

ولی به مذهب قاسم ز معرفت دوری
نبود بود شناسی و بود را نابود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}