شمارهٔ ۳۳۸

غزلیات

صبح ازل ز مشرق انوار بردمید
از نور روی یار به ما لمعه‌ای رسید

ایام هجر یار ز اندازه درگذشت
صبحی ز نو برآمد و روزی ز نو دمید

هر جایگه که نور رخ یار جلوه کرد
آنجا مرید راه جنیدست و بایزید

ای دل بیا و قصه هجرانیان مگو
همراه عشق شو، که مرا دست و هم مرید

هرجا که جرعه‌نوش خدا باده‌ای خورد
از کاینات بانگ برآید که: «بر مزید»

دل در حجاب پرده پندار مانده بود
عشقت رسید و پرده پندار ما درید

قاسم به آرزوی تو رفت از جهان برون
واحسرتا که یک گل از این بوستان نچید!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}