شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

ساقی، بیار باده گل رنگ خوشگوار
ماییم و جام باده و گلبانگ گیر و دار

هر کس که درد عشق تو با خویشتن نبرد
در روز حشر وقت حسابست شرمسار

روی جهانیان بمفری و ملجائیست
عاشق باختیار ز خود میکند فرار

طغیان حال ما همه با کفر میکشد
عارف کسی بود که شریعت کند شعار

ساقی، رسید نوبت شادی و خرمی
جامی بعاشقان ده از آن خمر بی خمار

یا رب، چه حالتست که هر جا که هست هست
عشاق در میانه و معشوق بر کنار؟

در دار زاهدان سخن عشق کمتراست
قاسم سفر گزید ازین دار بی مدار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}