شمارهٔ ۳۸۸

غزلیات

ماییم و حضرت تو و صد سوز و صد نیاز
ای عشق چاره ساز جگرسوز جان گداز

تو در غنای مطلق و ما در فنای محض
جانها در آرزوی تو، ای عشق چاره ساز

گفتم که: سر ببازم بر آستان تو
گفتا که: هر چه بازی، می باز و کج مباز

آن یار ظاهرست و در اعیان مقررست
در کسوت حقیقت و در صورت مجاز

با ترس و بیم باش، که عشقست بت شکن
امیدوار باش، که وصلست دلنواز

قومی ز شوق روی تو در لذت مدام
جمعی بجست و جوی تو در روزه و نماز

کوتاه کرده ایم حکایت ز هر چه بود
اما بسان زلف تو گشت این سخن دراز

با رنج گفت: رنج ندارم بهیچ روی
گفتند: سبز باشی و خوشبوی و سرفراز

هر کس نیازمند کسی شد بصورتی
قاسم نیاز برد بدرگاه بی نیاز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}